آخرین اخبار سرزمین های بختیاری

  • امروز : جمعه - ۲۳ مرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 14 August - 2026

آخرین خبرها

پیکر شهید «حسین حوریان» پس از ۴۴ سال بر دستان مردم تشییع و در خاک مسجدسلیمان آرام گرفت مراسم تجلیل از اصحاب رسانه مسجدسلیمان و نکوداشت استاد عزت الله قاسمی برگزار شد/تأکید فرماندار بر نقد منصفانه خبرنگاران پل ارتباطی مردم و مسئولانند / نفت به مسجدسلیمان بی‌توجهی کرده است خدمت فرهنگی، بالاترین خدمت به جامعه شرایط جنگی نباید بهانه‌ای برای کم‌کاری دولت و نهادها در انجام وظایف خود باشد / ایران برای هر سناریوی نظامی آمادگی کامل دارد گُلِ گیس و نی نوازی چوپان عاشق اجرای عملیات توسعه شبکه برق روستایی در شهرستان اندیکا با اعتبار ۲۴ میلیارد تومانی نهال، دختر ۱۱ ساله ای که در رودخانه تونل دوم کوهرنگ غرق شد / بی توجهی مسئولان به ایمن سازی حاشیه رودخانه نمایی هوایی از شهر زیبای لالی اتومبیل‌های قدیمی در کنار چاه نفت در «مسجد سلیمان»؛ سال ۱۳۱۲ کشف ۵۵۰۰ لیتر نفت‌گاز قاچاق در عملیات مشترک امنیتی در مسجدسلیمان و لالی اصلاح نقاط حادثه‌خیز و تعویض تابلوهای فرسوده محدوده بازفت در محور اصلی کوهرنگ – مسجدسلیمان مرگ دختر ۱۰ ساله اندیکایی، نتیجه‌ بی‌ کفایتی‌ های مدیریتی است تشییع ۴۳ میلیونی، رفراندوم وفاداری ملت بود/ دشمن در انتظار انتقام سخت باشد مسجدسلیمان؛ از شکوه «اولین‌ها» تا چالش «فردایی» که باید ساخت مجوز پایگاه خبری صدای مهلا از سوی هیات نظارت بر مطبوعات صادر شد مسئولان لالی و حکایت پل کابلی وقتی نفس‌های بلوط به یاری مردم نیازدارد/جنگل های زاگرس نیازمند یک برنامه ملی است موازی‌کاری در دستگاه‌های فرهنگی پیام تبریک شهردار جدید مسجدسلیمان در پی صعود تیم نفت مسجدسلیمان به لیگ آزادگان داستان عاشقانه عبدممد للری و خدابس واقعه دلخراش دو میرصیاد زبردست بختیاری مدیریت، امانت است نه ارثیه عقرب‌زدگی مرگبار در شهرستان اندیکا جان دختربچه ۱۰ ساله را گرفت کلید احداث جاده میانبر مسجدسلیمان زده شد / وعده آغاز عملیات اجرایی قطعات میانی ساخت بیمارستان ۶۴ تختخوابی اندیکا، طرحی متوقف شده در پیچ و خم تامین اعتبارات جایگاه ضعیف نمایندگان خوزستان در کمیسیون‌های تخصصی مجلس شورای اسلامی! مسجدسلیمان و لالی در گذر تاریخ روستایی بختیاری که یک‌شبه ناپدید شد! مجوز رسمی پایگاه خبری بختیاری خبر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شد صعود تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان به لیگ آزادگان با شکست شاهین بندرعامری پیرترین شهرهای خوزستان/بهبهان و مسجد سلیمان از نرخ سالمندی کشور عبور کردند سرپرست جدید اداره بهزیستی مسجدسلیمان معرفی شد/امیر جمالپور جانشین رضایی شد کورش حاجتپور شهردار مسجدسلیمان شد دستبند پلیس بر دستان سارق سابقه‌دار در مسجدسلیمان فرمانده انتظامی شهرستان هفتکل معرفی شد جایگاه آتش در فرهنگ بختیاری محسن پیرعباسی رئیس شورای شهر مسجدسلیمان شد اجرای طرح بزرگ بهسازی و آسفالت خیابان های مسجدسلیمان توسط شرکت بهره برداری نفت و گاز اختتامیه چهاردهمین سوگواره ملی نثرها وخاطره های عاشورایی درلالی برگزار شد چاه نفت نمره یک ، نخستین چاه نفت خاورمیانه اتمام پروژه احداث ساختمان پایگاه فوریت های پزشكی جاده ای هفتكل بهسازی جاده دسترسی سه‌راه هفت شهیدان تا روستاهای بخش سلیران در حال انجام است رونمایی از کتاب «نماز در دل‌ها، یادها و یادواره‌ها» در مراسم ۱۳ آبان مسجدسلیمان هشدار جامعه فرهنگیان مسجدسلیمان: تعطیلی دانشگاه فرهنگیان در صورت عدم اخذ «کد مستقل» آئین تکریم و معارفه امام جمعه جدید شهرستان مسجدسلیمان برگزار شد نشست تخصصی پیگیری و رفع چالش های آب و برق با حضور معاون پارلمانی وزیر نیرو برگزار شد مدیرعامل جدید شرکت بهره‌برداری نفت و گاز مسجدسلیمان معارفه شد مسجدسلیمان، دومین دادگستری برتر خوزستان در نیمه اول سال ۱۴۰۴ جاده مسجدسلیمان به اهواز، زخمی که هر روز تازه می‌شود

با افتخار از پشت کوه آمده ام

  • 26 فروردین 1401 - 21:25
با افتخار از پشت کوه آمده ام

اگر می دانستم این ور کوه ، با آن همه زرق و برق پوشالی اش ، اینچنین است ، هرگز از پشت کوه سفر نمی کردم. پشت کوهی که اینترنت، آنتن ندارد اما آدم ها به راحتی پیام عشق رد و بدل می کنند و قبض هم نمی دهند. پشت کوهی که خبری از مترو […]

اگر می دانستم این ور کوه ، با آن همه زرق و برق پوشالی اش ، اینچنین است ، هرگز از پشت کوه سفر نمی کردم.

پشت کوهی که اینترنت، آنتن ندارد اما آدم ها به راحتی پیام عشق رد و بدل می کنند و قبض هم نمی دهند.

پشت کوهی که خبری از مترو و تاکسی و قطار نیست اما گاهی الاغ ها ، برای دیدن همدیگر ، هم خودشان فرسنگ ها راه می روند و هم صاحب شان را تا پای چای چاله ی دیگری می نشانند.

پشت کوهی که خبری از منشی و مطب و دکتر و نسخه نیست و کسی برای مریضی کسی به جای دعا ، نفرین نمی کند اما صد ها پیرزن باصفا هستند که در بقچه هایشان ، دوای گیاهی به خورد مردم می دهند و معجزه ی دمنوش های کرفس و پونه شان بر هیچکس پوشیده نیست.

پشت کوهی که به اندازه این ور ، چک و سفته و پول و سکه نیست اما به وسعت یک دشت ، اعتبار هست. اعتباری که اگر روی سنگ بگذاری ، آب اش می کند . گاهی سفته ها یک تار سبیل می شوند و گاهی معامله ها به یک قسم حضرت عباس ، چنان جوش می خورند که نگو و نپرس .

پشت کوهی که کسی هتل و آپارتمان نمی سازد و محال است کسی بابت چند ساعت خواب مسافر خسته ای ، از کسی پول بگیرد .
پشت کوهی که درب همه ی خانه ها رو به فضایی باز است که بوی کاهگل می دهند و منوی بازشان تلیت ماست است و گاهی کباب بره ای که نذری امامزاده ی آبادی است .

هتل های بی ستاره ای که آسمان شان پر از ستاره های قشنگ خداست.

من از پشت کوه آمده ام.

مدرک لیسانسی گرفته ام و ترم ها را پاس کردم ولی هرگز درس های پر رمز و راز و سخنان مجلس های پدربزرگم را در کتاب ها ندیدم و نخواندم.

کارمند جایی شده ام و گاهی هم مرا مهندس صدا می کنند ولی تشنه شنیدن نام واقعی ام ، هوشنگ از حنجره ی بچه هایی هستم که خودم را خطاب می کردند و نه جایگاهم را.

دفتر و دستکی دارم و کت و شلوارهایی شیک که ظاهرم را حفظ کنند ولی هرگز احساس غروری که شلوار دبیت به یادگار مانده از پدر ، برایم به ارمغان داشت را برایم نیاورده اند.

بی نهایت دور و برم شلوغ است ولی تنهاترینم وقتی که اینترنت گوشی ام خاموش می شود و تمام جهان آفلاین می شوند و من یاد شب هایی می افتم که شعله های تش و چاله و بساط نان تیری مادربزرگ ام ، محور تمام داده های مان بود برای شارژ شدن.

هر چه جلوتر می روم و مدل ماشینم را بالاتر می برم ، دلم بیشتر برای صدای شیهه اسب و مادیان نجیب ایلم تنگ می شود.

اینجا برق که می رود و پمپ های آب که از کار می افتند تازه به اصالت چشمه های سرزمینم غبطه می خورم که بی هیچ قبضی همه را سیراب آب گوارای بدون فاضلاب می کردند.

برق محله هم که می رود ، قدر حرمت تش و چاله های مال را بیشتر می دانم آنسان که سیب های هل پزش معجزه ای شبیه به پیتزاهای امروزی کیانپارس را داشت و ما نمی دانستیم .

آری ، الان گیج و مبهوت شده ام که اینجا ، آن ور کوه است و یا من آن ور کوهم و این ور جایی است که من نباید باشم ولی هر چه هست من با افتخار اعلام می کنم با حذف تمام مدرک ها و ماشین ها و متروها و منصب ها ، دلم برای سایه ی کنار و یک تش و چاله ی ساده بلوط و یک استکان چای سماتی و یک چپه نان تیری با دوغ آغشته به پونه هایی که بوی خدا می دهند، لک زده است.

غرق در خودم به انتهای بازار نادری رسیدم و دارم سوار تاکسی های مسیر ترمینال می شوم و خوب می دانم که ماشین لالی مثل همیشه ی خدا هنوز تکمیل نشده است تا مرا ببرد به سال هایی که شاید بی هیچ دلیلی خجالت می کشیدم بگویم ، از پشت کوه آمده ام.

دلنوشته ای از هوشنگ نوبخت به بهانه روز ملی عشایر

لینک کوتاه : https://bakhtiarikhabar.ir/?p=626

برچسب ها

اخبار مرتبط

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.